R-Azhman
تو را دوست می دارم
بجای تمام نمازهای نخوانده
بجای طریقت بازنیافته
بخاطر قلبی در حصار
حصاری که هر دیوارش
قلعه ای توانست بود
قلعه ای که هر آجرش
مدفن شعری ناسروده است
تو را دوست می دارم
تفسیر زوال مغموم عشقی تو
که نسیم تنهاییِ ناگزیر انسان
روح سبکت را می رقصاند
به هنگامی که جامی
لبریز از اشک های ابر جنون
که نفرینش
بر فراز قلعه ی تنهایی من می بارد
در دست داری
تو را دوست می دارم
بجای تمام کسانی
که پشت دیوارهای قلعه ماندند
تو را دوست می دارم
نه به مثابه یک فرشته
نه به پاس عروج یک انسان
نه در طمع یک بوسه
تو را دوست می دارم
از آن گونه که می دانی
تو را دوست می دارم
نه برای مرمت این مجسمه
که ساحره ی زمان
در آن حبسم کرده است
تو سایه ی سینه ی منی بر دیوار
که خنجر ادراک می دراندش
پری زاد رهایی من
در آغوشم کش
فرشته ی مرگ من
ر-آژمان 19-2-95
بجای تمام نمازهای نخوانده
بجای طریقت بازنیافته
بخاطر قلبی در حصار
حصاری که هر دیوارش
قلعه ای توانست بود
قلعه ای که هر آجرش
مدفن شعری ناسروده است
تو را دوست می دارم
تفسیر زوال مغموم عشقی تو
که نسیم تنهاییِ ناگزیر انسان
روح سبکت را می رقصاند
به هنگامی که جامی
لبریز از اشک های ابر جنون
که نفرینش
بر فراز قلعه ی تنهایی من می بارد
در دست داری
تو را دوست می دارم
بجای تمام کسانی
که پشت دیوارهای قلعه ماندند
تو را دوست می دارم
نه به مثابه یک فرشته
نه به پاس عروج یک انسان
نه در طمع یک بوسه
تو را دوست می دارم
از آن گونه که می دانی
تو را دوست می دارم
نه برای مرمت این مجسمه
که ساحره ی زمان
در آن حبسم کرده است
تو سایه ی سینه ی منی بر دیوار
که خنجر ادراک می دراندش
پری زاد رهایی من
در آغوشم کش
فرشته ی مرگ من
ر-آژمان 19-2-95
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۵ ساعت 12:48 توسط MehdiPooresmail
|
سلام به وبلاگ خودتون خوش اومدین با نظراتون به رونق مطالب بیفزاید.